....

آهوانی که بی سر اینجایند

غرق رویای دور فردایند

روی دوش پلنگ ها در راه

جاده ها را به خود میآرایند

عمق چشمان عاشق آنها

صبح امید شام یلدایند

ردی از خون همیشه اینجا هست

تا کلاغان شوم پیدایند

باز ارواح بی کفن امشب

به تماشای خویش می آیند

بر تن زخمی سپیداران

پنجه ها را به خشم می سایند

آهوانی که امشب اینجایند

بی گمان تا سحر شکیبایند

 

                                            مهر 79