نزدیک تر بیا و به گوشم غزل بخوان
دست مرا بگیر به سمت دلت بران
وا کن به خنده باز ز سر بند روسریم
شاید دوباره بگذرد از کار کارمان
مستم کن از ددف...دددف...دف شبی و بعد
خوابم کن از ددن...دددن...دن به چنگ جان
در من بپیچ مثل نسیمی میان برگ
با من برقص ای همه ی مردم جهان!
آغوش وا کن ،در بر خویشت بگیر و باز
در من بریز هرم نفسهای بی امان

امشب که میهمان توأم زودتر بیار
چایی،کمی غزل تر،دو استکان.